تبليغاتX
دلواپسی های یک مشاهده گر
مشاهده هایی از باغچه کشور همسایه
در خبر ها خوانده بودم،سه نفر را در مارالان تبریز اعدام کردند. شرحش را همه می دانید. فیلمش را که دیدم تکان خوردم، مردم از مراسم با موبایل فیلم می گرفتند و سوت می زدند!!  فقط یک فریاد: دوباره! دوباره!   کم بود!   مردم قصی القلب  یا من دلنازک شده ام؟
+ یکشنبه سی و یکم تیر 1386 2:53 AM ارگون |

امروز در جمهوری آذربایجان روز سوگیلی است، ولنتاین آذربایجانی!

در ۲۰ ژانویه،در روزهای استقلال آذربایجان،  دولت روسیه در هنگام خروج از جمهوری آذربایجان دست به کشتار آذربایجانی ها زد،مرد جوانی ۳۲-۳۰ ساله جزو این کشته ها بود. شش ماه بیشتر از ازدواجش نگذشته به دست نیروهای روس کشته شد،همسر جوانش طاقتش را نداشت. یکبار دست به خودکشی زد اما نجاتش دادند. پس از این خودکشی اطرافیانش مراقب بودند او باز دست به کار خطرناکی نزند. زن جوان در یک فرصت از غفلت اطرافیان استفاده کرد،همه لباس های شوهرش را جمع کرد و روی آن خوابید. زهری را نوشید و...  یک هفته شستشوی معده اش در بیمارستان  نتیجه ای نداد تا متاسفانه درگذشت. 

این روز را  ولنتاین ملی آذربایجان نامیده اند. با این وجود با استقبال آن چنانی روبرو نشده است،چون تبلیغات کمتری بر روی آن می شود.    

مطلب مرتبط:

روز سوگیلی!       شنبه دهم تیر 1385

+ شنبه نهم تیر 1386 12:25 PM ارگون |

۱. شهربانو (قایاقیزی)!   خواندن وبلاگش شیوه نوشتنم را تا حدی تغییر داد،روزهای گذشته،دل سوزاندن هایش و.. چون قبلا در موردشون نوشتم دیگه زیاد توضیح نمی دم.

۲.فیلم  "دختری با کفش های کتانی"   در سنش دیدم،کتابش را  هم خریدم.عجب روزهایی بود!

 ۳.آقای خبرنگار!  اسم نمی برم خودش می دونه! آخر مهربونی،اطلاعات،خبر و ...محافظه کاری!!  دید من را نسبت به خبرنگاری تغییر دادند!  خبر های تاریخ مصرف دار  روزی می سوزند، ما را هم جزو خبرها سوزوندند!!   دوستش دارم ولی گله دارم قد خرس!

۴.باکو      برای مردن هم باید پنج شیروان بدهید! 

+ جمعه هشتم تیر 1386 11:54 PM ارگون |