دوباره به باکو برگشتم،هوا خیلی گرم است! از فردا باید دنبال خانه باشم،دوباره پیدات می کنم خانه!!
*عکس مربوط به جشن گلها است،این خط لوله معروف جیحون-تفلیس است،کمی پایین تر نام ایران دیده می شود. عکاس ارگون وبلاگ اف!
همه به حاشیه شهر رفتند،ثروتمندان و قسمتی از طبقه متوسط به کوی ولی عصر رفتند. پدیده جدیدی و قشر خاصی در فرهنگ شهرنشینی تبریز به وجود آمد. در طول این سی سال اخیر کوی ولی عصر تبدیل به طبقه خاصی شده است.
یک روز دیدیم میله هایی را وسط خیابان ها چیدند و رشته رشته در اکثر خیابانهای مهم تبریز جلو رفتند. شبانه رنگ زدند و در عرض یک روز ایستگاهش را ساختند! رئیس راهنمایی رانندگی تهران بزرگ به تبریز آمد و افتتاحش کرد.
خیابانها یک طرفه شدند و خیابان مهمی چون خیابان امام خمینی ترافیک وحشتناکی پیدا کرد. این اتفاقات درست در آستانه فصل بازگشایی مدارس ضربه جبران ناپذیری به اصناف آن خیابان زد. چون یک طرف خیابان نمی شد پارک کرد و به تبع چون خیابان خیلی باریک بود و حالا باریک تر شده بود آن طرف هم پارک کردن غیرممکن شده بود. بازار تربیت همیشه در شهریور بورس لوازم تحریر داشت و از همه جای تبریز برای خرید می آمدند. با کاهش شدید مشتری و از رونق افتادن بازار زمزمه های فروش مغازه ها به گوش می رسد. آبرسان هم جای خود را دارد ولی خب آبرسان مدتی بود از رونق افتاده بود. ...
بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید...
عکاس: مهدی تبریزی
تبریز در زمینه سینما هم جزو اولین ها است! سینما آفتاب اگر اشتباه نکرده باشم در سال ۱۲۹۸ تاسیس شد. کمی بعد سینما سعدی (۲۲ بهمن فعلی) در ۱۳۰۸ خورشیدی تاسیس شد.! به روایت تاریخ تا سال ۱۳۵۶ خورشیدی قبل از ورشکستگی سینمای ایران یازده سینما در تبریز وجود داشته است. چند سینما در روزهای انقلاب سوخت و چند تای دیگر چند سالی عمر کردند تا تعطیل شدند! از جمله سینما کریستال عزیز من که همه فیلم های محبوبم را در آن جا دیده ام. خیلی سینمای بزرگی بود خرابش کردند، گفتند مجتمع فرهنگی-سینمایی می سازیم ولی جایش یک پاساژ زشت سبز شده است! به قول دوستی این شهر ضد تاریخ است و با عجله تاریخش را خراب می کند!