تبليغاتX
دلواپسی های یک مشاهده گر
مشاهده هایی از باغچه کشور همسایه

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران    كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

یک خواننده ای من داشتم که سوالای عجیب و غریب می پرسید.طوری که من تصور می کردم لو رفتم و کسی من رو شناخته است.  این ماجرا گذشت. یک شب من به کسی که بهش اعتماد داشتم (و دارم) خودم رو معرفی کردم و گفتم این وبلاگ منه و...  اون هم گفت:اون کسی که با اسم فلان پیام می گذاره منم!   معما حل شد!   دوست دوست شدیم.    

اما...

در غربتی که به قول شهربانو خانم گندم می گندد،هیچ چیز پایدار نیست.  وقتی ماهی یک دفعه دوستت را ببینی معلوم است سوتفاهم ها روی هم تلنبار می شود. دوستی ما را چشم کردند،چوب لای چرخش گذاشتند و سرانجام با یک سوتفاهم...  دلواپس این دوست هستم. 

+ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 12:22 PM ارگون |

پارک حیدر علی اف

سفر چند روزه به پایان رسید و دوباره به شهر باکو برگشتم!    این دفعه در تبریز یک چیز جالب هم دیدم،جز گشت ارشاد یک آژانس ارشاد هم بود که نمیدانم عملکردش چیست؟  

+ جمعه بیست و دوم آذر 1387 8:36 AM ارگون |

پل قاری

بالا نوشته سرویس بهداشتی ،پایین نوشته شارژ گاز کولر!

مکان تبریز،نزدیک قاری کورپی

+ چهارشنبه بیستم آذر 1387 7:54 PM ارگون |

مسجد کبود

عکاس فرید اسلامی

سال پیش روزهای ده آذر و یازده آذر شهر تبریز چهار بار لرزید و مردم شبی با ترس تا صبح سر کردند.قطع برق و آب و سردرگمی ستاد حوادث غیر مترقبه نشان داد هنوز مقابل چنین حوادثی آماده نیستیم. یکسال گذشته و همه چیز فراموش شده است. نه فکر استحکام ساختمان ها افتادند نه بودجه ای اختصاص یافت و نه حتی یک وعده خشک و خالی داده شد!   هر نوع حادثه ای از شهر عزیزمان دور باشد ولی باید کاری کرد. حداقل نیرویی را برای پیشگیری تربیت کنیم.

خوشبختانه محل دقیق گسل تبریز مشخص است،تقریبا می شود میزان شعاع زلزله را حدس زد. پس می توان شهرهای اطراف تبریز را مجهز کرد تا نخستین ساعات زلزله که ساعت طلایی است وارد عمل شوند. رسانه ها هم وظیفه آگاه سازی و آموزش زلزله را باید برعهده بگیرند.با این روند برجسازی و توسعه تبریز عمق فاجعه عمیق تر می شود. 

شرح عکس: مسجد کبود تبریز (Göy məscid - گوی مچید) زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری آسیب فراوان به مسجد زده و در اثر آن گنبدهای مسجد فرو ریخت. از معدود بناهای بازمانده از یکی مرگبارترین زلزله های تاریخ جهان.

پست مرتبط:

تبریز لرزید،تبریز لرزید،تبریز لرزید، تبریز لرزید و پشت ما هم لرزید!    ۱۱ آذر ۱۳۸۶

+ دوشنبه هجدهم آذر 1387 5:59 PM ارگون |

اولین روز دانشجو، ۱۶ آذر را در ایران بودم. در باکو چند سالی گرامیداشتی به همت سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار می شد ولی با بیشتر شدن دانشجوها و ضمن این که چندان در دانشجویان فعالیتی ندیدند این مراسم تعطیل شد.( البته باید گفت که برگزاری مراسمی این چنین وظیفه سفارت نیست) . شاید نیمی از دانشجویان ندانند اصلا ماجرا چیست!    این روز را به یاد سه شهید دانشگاه گرامی می داریم: شهید شریعت رضوی،شهید بزرگی نیا و شهید قندچی.   دانشجویان به سفر نیکسون رئیس جمهوری آمریکا اعتراض داشتند و  وقتی گارد دانشگاه وارد حریم دانشگاه می شود در سالن دانشگاه شعار می دهند و این سه جوان مورد هدف گلوله قرار می گیرند. حتی نمی گذارند مراسم سه و هفت برایشان بگیرند. 

پست مرتبط:

روز دانشجو در باکو   ۱۷ آذر ۱۳۸۵

+ یکشنبه هفدهم آذر 1387 5:37 PM ارگون

صحنه حادثه سی-130

عکس از خبرگزاری مهر

۱۵ آذرماه ساگرد پرواز بی بازگشت خبرنگاران حادثه سی -۱۳۰ است. خبرنگار شریف است حتی اگر کامران نجف زاده باشد!   دوست ندارم از آن روز تلخ بگویم،روزی که خبر شدند خبرنگاران. روز تلخی در تاریخ خبرنگاری جهان.    سه سال گذشته و جز خبرنگاران و ما شبه خبرنگاران کسی از آنها یادی نکرده است.اگر هم کرده چندان پررنگ نبوده است.  امیدوارم آدمهایی که به لطف جادوی خبرنگاران معروف می شوند و به روی صحنه می آیند از یاد این عزیزان و خانواده هایشان غافل نشوند.

+ جمعه پانزدهم آذر 1387 2:50 PM ارگون |

ویزاهای ده روزه را از ما بهتران بردند و ویزای چهار روزه به ما رسید!   البته شوخی می کنم ولی من معیار این روزهای ویزا را نفهمیدم.به یکی دادند،به یکی ندادند. ما که ده روز خواستیم، مسئول دلسوز با لحنی تهدید آمیز گفت: کاری نکن همینم ندیما!
+ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 10:35 AM ارگون |

بدون شرح!

+ یکشنبه سوم آذر 1387 4:4 PM ارگون |