تبليغاتX
دلواپسی های یک مشاهده گر
مشاهده هایی از باغچه کشور همسایه
چند ماه نبودم.آنچه بر ما و من گذشت را ، مپرس. کجا بودم را مپرس،چه دیدم را مپرس. دکلمه ای شادروان خسرو شکیبایی داشت. با صدای زیبایش، می خواند:

از سر می نویسم،حال همه ما خوب است اما تو باور نکن!

+ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 5:27 PM ارگون |

یک زمانی سه تیم از تبریز در لیگ آزادگان حضور داشتند. بعد نمیدونم ملخ به این خطه حاصلخیز افتاد یا چی شد که چند سالی تیم های تبریز تو سطح اول نبودند. به امید این که ورزش آذربایجان شرقی در همه سطوح پیشرفت کند.(دووودوو تیراختور!)

تيم تراكتورسازي در اخرين بازي خود در حضور پرشور 15000 هوادار خود توانست با دو گل بر آلومينيوم هرمزگان فائق ايد و با كسب 54 امتياز مستقيما به ليگ برتر فوتبال ايران صعود كند. تراكتورسازي بعد از هشت سال درجا زدن در ليگ يك بالاخره توانست با همراهي هوادارانش و نيز مديريت بسيار موفق جناب شفق و نيز مربيگري فراز كمالوند ارزوي هشت ساله آذربايجاني ها را براورده كند.

دووودووو تراکتور دووودووو  تیراختور!

عکس از سایت هواداری تراکتور سازی تبریز

+ چهارشنبه بیستم خرداد 1388 12:21 PM ارگون

عکس هایی از ۱۰ می مراسم گرامیداشت هشتاد و ششمین سالگرد تولد حیدر علی اف رهبر ملی در جمهوری آذربایجان که به نام جشن گل ها(Gül bayramı) نام گذاری شده است.

حیدر علی اف فرزند علیرضا در تاریخ 10 می سال 1923 در شهر نخجوان به دنیا آمده بود. بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید.


[...ادامه مطلب]
+ یکشنبه دهم خرداد 1388 1:55 PM ارگون |

نماد بازی ها

15 ماه می در باکو بیست و پنجمین دوره مسابقات جام اروپا در زمنیه ژیمناستیک هنری برگزار شد.  در این مسابقات 186 ورزشکار از 32 کشور شرکت کردند. این مسابقات برای دومین بار به میزبانی آذربایجان برگزار می شد و پیش از این به سال ۲۰۰۵ میزبانی به باکو رسیده بود.

مسابقات از ۱۵ تا ۱۷ می برگزار و افتتاحیه این مسابقات از چند کانال جهان و شبکه Lider tv پخش شد. افتتاحیه بسیار زیبا و بر اساس ادبیات و هنر آذربایجان بود. چهار قصه کهن آذربایجان با حرکات رقص و آهنگ نمایش داده شد و در بین قصه ها یک رنگ پرچم جمهوری آذربایجان نشان داده می شد. قصه اول قصه گیزقلعه سی بود که از همه تاثیرگذارتر و زیباتر بود. نمایش به سبک مینیاتوری نشان از ریشه های فرهنگی آذربایجان با ایران کهن داشت.

"به گفته التای حسن اف معاون رییس فدراسیون ژیمناستیک اذربایجان، الکسی سنچن اف گارکردان روسی کارگردان افتتاحیه بود. به گفته وی ، سنچن اف و هیاتی عبارت از هنرمندان تاتر اپرا و باکله مراسم های افتتاحیه و پایانی این مسابقه را تدارک دیده بودند." (*)

در فاصله بین مسابقات در محوطه ورزشگاه سرپوشیده حیدر علی اف، یادگاری های مربوط به مسابقات را به فروش می رساندند. استقبال زیادی از مسابقات نشده بود و بیشتر تماشاگران برای بازی های نمایندگان آذربایجان آمده بودند. بلیت مسابقات در دو روز اول بین ۶ تا ۸ مانات  و روز سوم و آخر  ۱۰ مانات بود.  همزمانی این مسابقات با یوروویژن باعث شد توجه رسانه ای بیشتر به یوروویژن باشد و این مسابقات در سایه بماند.  در پایان تیم ملی روسیه به مقام نخست و تیم ملی آذربایجان در مکان دوم ایستاد.

*)به نقل از ترند نیوز

+ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 10:23 PM ارگون |

 فتح برلین و سرباز ارتش سرخ با پرچم شوروی برفراز مجلس آلمان

پایان یک جنگ بی حاصل

۸ می ۱۹۴۵ روز سیاه و تحقیر آمیزی در تاریخ آلمان است. روز تسلیم بی قید و شرط آلمان نازی مقابل نیروهای متفقین. اما برای ارتش های پیروز و مردم خسته از جنگ روز شادی بود،روز پایان آخرین جنگ جهانی که نیمی از اروپا را به ویرانی کشید. ارتش سرخ شوروی سهم به سزایی در این پیروزی داشت. آن قدر که ارنست همینگوی پس از فتح برلین گفت: «هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»    

آذربایجان که در جنگ جهانی دوم در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی بود،جانفشانی های برای ارتش سرخ انجام داده است که در موزه آذربایجان قسمتی به یادگارهای این جنگ اختصاص یافته است. از دوره کمونیستی هر سال در آذربایجان این روز را گرامی می دارند.

ترکش های جنگ

 متفقین جنایات زیادی در پایان جنگ مرتکب شدند،همچون بمباران درسدن که در شادی های جنگ گم شد. جنگ جهانی سرانجام در ۲ سپتامبر آن سال در اقیانوس آرام با بمباران اتمی دو شهر ژاپن توسط آمریکا به پایان رسید. این جنایت آمریکا در شادی پایان جنگ دیده نشد اما سالها بازماندگان این بمباران با عنوان پیامبران صلح به کشورهای مختلف از جمله ایران سفر کردند و چهره زشت جنگ را به همه نشان دادند.  ارتش سرخ نیز در برلین و دیگر کشورها کم جنایت نکرد و ملت آلمان چه رنج هایی را به عنوان ملت بازنده نکشید و چه عشق هایی زیر چکمه کمونیست له نشد. (شرح یکی از این عشق ها در این پست)

در کنفرانس تهران (۱۹۴۳) که در شهر ایران برگزار شد،سه فرمانده جنگ تصمیم گرفتند چهره جهان بعد از جنگ چگونه باشد! در واقع جهان را تقسیم کردند! آلمان به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد. دیگر کشورها بین دو قدرت آمریکا و شوروی تقسیم شدند. این تقسیم بندی سالها اسارت را به بلوک شرق تحمیل کرد تا در دهه ۹۰ با فروپاشی شوروی و اتحاد دو آلمان تا حدی ملت ها  آزاد شدند.

پست های مرتبط:

غلبه گونی             ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷

غلبه گونی،سالگرد پایان جنگ جهانی دوم!      ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶

همه جنگها شدن مشمول آتش بس!                ۱۹ اردیبهشت  ۱۳۸۵

+ شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 12:17 PM ارگون |

پوستر فیلم مهمان مامان

شبکه اجتماعی (ictimai tv) چند روز قبل فیلم مهمان مامان ساخته داریوش مهرجویی را با دوبله آذربایجانی پخش کرد.

+ جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 2:8 PM ارگون

یک روز پس از پنجشنبه خونین آکادمی نفت باکو، تدبیرات امنیتی شدیدی در شهر اتخاذ شده است. در همه دانشگاهها مقابل در ورودی کارت دانشجویی (طلبه بیلیتی) می خواستند و اگر نداشتی به داخل راه نمی دادند. حتی در مدارس نیز چنین کنترلی انجام گرفت که در نوع خود بی سابقه است.

در چند سوپرمارکت بزرگ، ماموری دستگاه  به دست مشتریان را هنگام ورود کنترل می کرد و این باعث اعتراض عده ای شده بود.  ورودی متروها نیز قبلا چنین کنترلی وجود داشت اما این بار شدید تر!   اموران پلیس در نقاط مهم شهر چند برابر شده بودند و برای اولین بار بعد از سالها باتوم حمل می کردند.

به نظر می رسد این حادثه باعث شده که مقامات دولت نگاهی جدی به مسئله امنیت شهر داشته باشند. پیش از این شهر چندان سیستم امنیتی جدی نداشت و جز برخورد با فحشا  پلیس در سطح شهر کنترل خاصی نداشت.این حادثه نشان داد شهر در مقابل تروریسم آسیب پذیر است. پس از این حادثه شهر دیگر امن به نظر نمی رسد و قرار است دوربین های امنیتی در نقاط مهم شهر و متروها نصب شود.

بازار شایعه داغ است،شایعاتی مانند گروگانگیری در مترو و انفجار در ایستگاههای مترو. مردم بیشتر از آن که ترسیده باشند خشمگینند. امروز مردم چند بار به پلیس اشاره کردند که حواسش به من باشد و ممکن است من تروریست باشم. در یک پاساژ آن قدر محافظ تعقیبم کرد که دلم به حالش سوخت و از پاساژ خارج شدم.

یک پسر آذربایجانی به من گفت: کاش من ایرانی بودم!  گفتم: چرا؟  گفت: چون کشور ایران برخورد جدی با تروریسم دارد. اگر ما تروریست ها را به سزای عملشان می رساندیم الان دوستانمان در خون خود نغلتیده بودند.       حق با اوست. در ایران تمام این کارهایی که امروز دولت آذربایجان اعم از کنترل ورود و خروج دانشگاهها و کنترل سطح شهر را سالهاست انجام می دهد،برای همین سالهاست کسی جرات چنین اعمالی را نداشته است. 

+ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 10:56 PM ارگون |

ساعت ۹:۳۰ صبح امروز یک تروریست با حمله به دانشگاه نفت آذربایجان شهر باکو  سیزده نفر را کشت و بیش از بیست نفر را زخمی کرد.

این تروریست فردا قدیراف نام دارد، اهل گرجستان و متولد ۱۹۸۰ است. با خود تفنگ ماکروف،که چهل گلوله در خود جای می دهد و دو خشاب حمل می کرده است. وارد دانشگاه نفت شده است و هر کسی را جلوی خود دیده به قتل رسانده است. چند دانشجو که قصد خلع سلاح او را داشتند نیز به قتل رسیدند. در بین کشته ها یک معلم و حتی بوفه چی دانشگاه دیده می شود.  او پس از حمله به یکی از کلاسها و به رگبار بستن آنها، خودکشی کرد!  ( به نظر تروریست ها چند نفر بودند ولی پلیس یک نفر اعلام کرد.)

او داخل یکی از کلاسها شد و دو رگبار پیاپی کرد. چند دانشجو از پنجره گریختند ولی استاد و تعداد زیادی از دانشجویان در خون غلطیدند. زخمی ها از پنجره پلیس را صدا می کردند اما نیروی پلیس وارد دانشگاه نمی شد.

صحنه تلخی بود،دانشجوی دختر که گلوله سینه اش را سوراخ کرده بود کمک می خواست اما کمکی از دست من بر نمی آمد. از زخمی صدای خرخر می آمد اما اورژانس آمادگی نداشت،گیج شده بودند. حتی  نمی دانستند زخمی ها را کجا ببرند. ما بهت زده،باکو و تروریسم؟؟!   بین زخمی ها دو نفر اهل سودان و یک نفر اهل سوریه بودند. 

 به نقل از آ.ان.اس هفت نفر از زخمی ها در بیمارستان مرکزی باکو (سماشکا) ، دو نفر در بیمارستان شماره چهار (افندی اف) و یک نفر در بیمارستان راه آهن بستری شدند. وضعیت شش نفر از زخمی ها وخیم اعلام شده است.

هیچ شاهدی جلوی دوربین حاضر نشد چیزی بگوید و انگار کسی تروریست را ندیده است. فقط چنین جملاتی را گفتند: ندیدیمش فکر کردیم بچه ها شوخی می کنند!!   من دانشگاه رسیدم دیدم رفته! (رفته؟ پس اون که مرده کیه؟) صدای تیراندازی نشنیدیم (خبرنگار ناراحت شد و گفت پس از کجا فهمیدی حمله شده؟) 

ساعت ۹:۳۰ این حرکت صورت گرفت و ساعت ۱۰:۱۱ دقیقه خبر از رادیو اعلام شد. ساعت ۱۴ تمام اطلاعات مربوط به تروریست و حتی روستای محل زندگی اش از تلویزیون آ. ان. اس اعلام شد!!   به نقل از شبکه آ.ان.اس تروریست فردی گوشه گیر و تنها بوده و در مدت اقامتش در روستا از خانه خارج نمی شده است. او بیشتر عمرش را در روسیه سپری کرده است و مانند بسیاری از گرجستانی ها دو پاسپورته است.خانواده خوشنامی هستند ،پدرش معلم و مادرش خانه دار است و در روسیه زندگی می کند،هیچ کس را در زادگاهش ندارد. یک ماه قبل از حادثه از روسیه به زادگاهش آمده بود.

در عرض چند ساعت جد و آباد تروریست را اعلام کردند،پیدا کنید غیب گوی آ.ان.اس را!!  تا به حال حرکت تروریستی دیده اید که در عرض چند ساعت تمام جزئیات زندگی اش را رسانه ای اعلام کند؟  در آذربایجان همه چیز ممکن است!

من نیم ساعت بعد در محل حادثه بودم. دانشجویان عرب وقتی گفتم: تروریست...  ناراحت شدند و گفتند نه اون دانشجو بود!   درباره هویتش پرسیدم همه صورت هایشان را برگرداندند.  نمی خواهم بگویم طرف عرب بوده ولی این دانشجویان کسی را دیده بودند که با آن که کف دانشگاه افتاده بود فرق داشت.  

 سفارت جمهوری اسلامی ایران بلافاصله با پلیس آذربایجان تماس گرفت که از اتباع ایران در بین قربانیان هست یا نه؟  

 روز سیاهی برای آذربایجان بود روزی که از خاطر مردم باکو نخواهد رفت.قطعا امنیت در باکو و مخصوصا دانشگاه ها از این به بعد جدی گرفته می شود.

آخرین خبر:سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو در ارتباط با حادثه تروریستی دانشگاه نفت آذربایجان برای دولت آذربایجان پیام همدردی فرستاد و ترور را محکوم کرد.

+ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 8:47 PM ارگون |

دروغ ۱۳:در پی یک برنامه تلویزیونی که اعتراض دولت جمهوری اسلامی ایران را به همراه داشت،دولت آذربایجان روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد.

پس از برکناری علی دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، یک برنامه ورزشی در تلویزیون آذربایجان به نقد و بررسی این برکناری پرداخت. این برنامه که با حضور برتی فوگتس سرمربی سرشناس تیم فوتبال آذربایجان برگزار شد دلیل این برکناری را شکست تیم ایران مقابل عربستان سعودی ندانست و آن را سیاسی دانست. شایان ذکر است که تیم ملی فوتبال ایران هفته گذشته در ورزشگاه آزادی مقابل عربستان سعودی شکست خورد که بازتاب بی سابقه ای در مطبوعات چاپ باکو داشت.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


[...ادامه مطلب]
+ پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 10:37 PM ارگون |

پس از کنسرت باکو ی آرش ، نوعی دلسردی در هوادارانش بوجود آمد. آرش تمام مدت در کنسرت انگلیسی صحبت کرده و به دلایل نامعلومی از فارسی حرف زدن خودداری کرده بود. شایعاتی در محافل و سایت های آذربایجانی پیچیده بود که آرش  به دلایلی فارسی حرف نزده و... 

برای انتخاب شعر و آهنگ مناسب یوروویژن، از سوی تلویزیون اجتماعی جمهوری آذربایجان یک مسابقه بین المللی برگزار شد که در آن مسابقه آرش خواننده متولد ایران و ساکن سوئد، هم که از طریق آگهی تبلیغاتی از وجود این مسابقه آگاه شده بود، شرکت کرد و شعر او که به انگلیسی است و Always نام دارد از میان سی شعر از شرکت کنندگان داخلی و خارجی توسط یک هیئت داوری هفت نفره انتخاب شد.   آیسل تیمورزاده خواننده ۱۹ ساله،که تبریزی است و پنج سال است مقیم باکو شده است،قرار بود امسال نماینده آذربایجان باشد. 

سرانجام خبری شوک آور روی سایت یوروویژن قرار گرفت. آرش بهمراه آیسل تیمورزاده در یوروویژن برای آذربایجان می خواند...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید... 


[...ادامه مطلب]
+ چهارشنبه پنجم فروردین 1388 0:13 AM ارگون |

به رسم سال گذشته دلواپسی هایم را دستچین کردم و تقریبا به ترتیب نوشتم:

۱. دروغ ۱۳ من "دیوار انسانی مانع تخریب قیز قلعه سی شد!"  خیلی ها را نگران کرد. این نشان می دهد رسانه ها چه تاثیری در روح و روان مردم دارند. دلواپس اینم که آیا من به عنوان یک وبلاگ نویس ایرانی و مسلمان به  رسالت خود درست عمل می کنم؟

۲. قصه ی پرچم که  روزنامه نگاری مقیم باکو در وبلاگ شخصی اش نوشته بود و من حاشیه ای در وبلاگ بر آن نوشتم،بازخوردها من را دلواپس می کند. این که من به جنگ طلبی رژیم اشغالگر اعتراض  و کشتار مردم فلسطینی را محکوم می کنم، باعث حملاتی به من شد.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


[...ادامه مطلب]
+ شنبه یکم فروردین 1388 3:16 PM ارگون |

لحظه تحویل سال ساعت ۱۵ و۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت تهران است.

عید نوروزتان مبارک!

 

+ جمعه سی ام اسفند 1387 11:51 AM ارگون |

پوستر جلوی لاهماجان مرکز

شهرام شب پره و لیلا فروهر به شهر ما می آیند!  پوسترش(عکس پایین) را وقتی اواسط اسفند در تارگوی دیدم،شوکه شدم.  چند روز بعد پوسترش را نزدیک یکی از رستوران های ترک دیدم کمی دقت کردم دیدم اسپانسر ها (حامیان مالی) رستوران های ترک هستند.

من با شهرام مو قشنگ زیاد میانه ندارم،طبعا آهنگ هایش را گوش نمی کنم ولی این خبر که آقای شب پره با خانم فروهر به باکو می آیند از آن اتفاقاتی است که نمی شود به راحتی از کنار آن گذشت.  یکی از رستوران های حامی مالی کنسرت، بیوک فرات بود.من وانمود کردم خریدار بلیت هستم. در جواب سوال من گفت: یک دونه هم فروش نداشتیم!  پرسیدم: قیمت ها در چه حدودی بود؟  مرد فروشنده گفت: ۲۰ مانات!

سرانجام به شماره ی روی پوستر زنگ زدم و باز وانمود کردم خریدارم. مردی ایرانی با فارسی نسبتا خوب جواب داد: پنجاه ماناتی  داریم ۷۰ ماناتی هم داریم.   پرسیدم: فروش چقدر بوده؟ هنوز جا هست؟    گفت: اکثر جاها فروخته شده!   گفتم: ظاهرا بلیت ۲۰ ماناتی هم دارید.   مرد تکذیب کرد و گفت: من پیگیری می کنم.شما بگید از کجا اینو شنیدید تا من مچ اینا  رو بگیرم.    بعد از قطع تماس مرد دست بردار نبود! اس ام اس پشت اس ام اس می زد  و  سر آخر ساعت ۱ نیمه شب اس  ام اس زد: اگر بلیت ۲۰ ماناتی رو پیدا کنید تا من مچ اینا رو بگیرم، یک جایزه مشتی پیش من دارید!

پس از لغو کنسرت داریوش اقبالی، حامیان مالی دو خواننده با احتیاط اقدام به تبلیغ کنسرت کردند. هر چه به روز برگزاری کنسرت نزدیک می شویم با جرات بیشتری تبلیغ ها به دیوار ها و بیلبوردها نصب می شوند. 

پوستر کنسرت

+ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 11:23 AM ارگون |

پوستر رفراندوم

در سالی که دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی به پایان می رسید،زمزمه هایی مبنی بر تغییر در قانون اساسی برای امکان حضور مجدد ایشان به گوش رسید. (طبق قانون اساسی ایران یک نفر فقط دو بار پیاپی حق رئیس جمهور شدن دارد)  مقام رهبری با این تغییر مخالفت کردند و  آقای هاشمی رفسنجانی نیز در حضور مقام رهبری رسما اعلام کردند:اگر قانون اساسی نيز به هر دليل تغيير يابد اينجانب مطمئناً نامزد انتخابات رياست جمهوری نخواهم شد زيرا اين كار (تغيير قانون اساسی) خلاف اهداف و انگيزه های مقدس مبارزاتمان با حكومت شاهنشاهی و تداعی كننده حكومت مادام العمری است. بعلاوه حتي طرح اين پيشنهاد نيز توهين به ديگران بوده و معنی آن اين است كه فرد ديگری در ايران قابليت تصدی اين مسئوليت را ندارد.     بدین گونه با تدبیر مقام رهبری و  موضع درست آقای هاشمی رفسنجانی لکه ریاست جمهوری مادام العمر بر دامان ایران ننشست.

امروز رفراندوم آذربایجان بود! سچکی بزرگ!

رئیس جمهور الهام علی اف حکومت خود را جاودانه کرد!   دیگر انتخاباتی در کار نخواهد بود،رئیس جمهوری برای همیشه به الهام علی اف و خاندانش رسید!  از حکومت شاهی فقط اسمش را کم دارند. از مدت ها پیش چنین فکری ذهن علی اف ها را مشغول کرده بود. نگاه ویژه مهربان خانم (همسر رئیس جمهور) به زندگی فرح دیبا و برنامه هایش از رپورتاژهای خبری مجلات آذربایجان مشخص بود.

نمیدانم چرا ایشان که یک انتخابات آزاد را چند ماه پیش برگزار کرده بود چرا کمی بیشتر صبر نکرد؟   به این سرعت و عجله لازم بود؟

از ماه پیش در مدارس و دانشگاهها ،اتاق های تعبیه شد. امروز را، روز وسط هفته، تعطیل کردند. همه چیز مهیا شد تا آذربایجان نیز به سان دیگر جمهوری های اسقلال یافته رئیس جمهورش را مادام العمر کند.

انتخاباتشان شباهتی به انتخابات ما نداشت. نوعی بی تفاوتی در مردم به چشم می خورد. شبکه بی بی سی   چند هفته قبل در تارگوی گزارشی تهیه کرد و دو روز قبل از این شبکه پخش شد. مصاحبه ها و دیدگاههای مردم نشان می داد فرقی به حالشان نمی کند. شاید نوعی دیکتاتوری از نوع اول مانع شده تا مردم هوسی برای تعیین سرنوشت خود داشته باشند.

ای کاش الهام علی اف که با دلارهای نفتی کاری شبیه به محمد رضای پهلوی می کند نگاهی به پایان راه و سرانجام او داشته باشد.

+ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 11:0 PM ارگون |

 - موزه فرش آذربایجان (azerbaijan carpet museuml )

azerbaijan carpet museum

Photo by adeeptaneja

فرش آذربایجان ،قدمت تاریخی و طرح های آن معروفیت جهانی دارد. در موزه فرش آذربایجان به زیبایی از دوره های مختلف تاریخی فرش آذربایجان نمونه هایی به نمایش در آمده است. این موزه به نام لطیف کریم اف (Latif Karimov) نام گذاری شده است.

Photo by Blair

در داخل موزه نشانه ها و لباس های سنتی آذربایجان نیز به نمایش در آمده است. نام های آشنای زیادی خواهید دید: تبریز،اردبیل،قاجار و...

در طبقه پایین موزه فرش،موزه استقلال آذربایجان قرار دارد که به تاریخ آذربایجان اختصاص دارد. قسمتی از موزه به دوره های تاریخی دارد که مسلما مورد تایید من و شما و کشورمان نیست. اما غرفه های آخر که به جنگ جهانی دوم و وقایع بعد از استقلال آذربایجان اختصاص دارد دیدنی است.

آتشکده زرتشتی(Atashgah)

Photo by adeeptaneja

آتشکده زرتشتی از دیگر دیدنی های باکو است. آذربایجان قسمتی از ایران باستان بوده است و آثار زیادی از آن دوره تاریخی در آذربایجان موجود است.

Yuri Milovanov

این مکان در ۱۵ کیلومتری باکو در سوراخانی(Surakhany) است.

+ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 1:3 AM ارگون

بسیاری از ایرانی ها نقاط دیدنی باکو را از من می پرسیدند. به همین دلیل چند نقطه دیدنی را اینجا گذاشتم:

قیز قلعه سی

ایچری شهر

تارگوی

در ادامه مطلب بخوانید...


[...ادامه مطلب]
+ جمعه بیست و سوم اسفند 1387 11:17 PM ارگون

تارگوی

گلی در سطل آشغال،صبح ۸ مارس!

روز ۸ مارس در آذربایجان دو سال است که تعطیل می شود. امسال چون این تعطیلی به تعطیلی آخر هفته افتاد روز دوشنبه را نیز تعطیل کردند! (یک روز جایزه اش بود!)   

صبح این روز زیبا بازار گلفروشها گرم بود. گل های سرخ و سفید و آبی به قیمت ۷ تا ۱۰ مانات به فروش می رفت. روز قبل هم که روز کاری بود دانشجوها برای استادان زن، استادان برای رئیس کافه های زن و... دسته گل و شکلات هدیه می بردند. 

اول تارگوی نرسیده به مک دونالد و مرکز تجاری نرگس یک دسته گل توجهم را جلب کرد. یک دسته گل داخل ظرف آشغال!!   معلوم نبود متعلق به کدام عاشق یا فارغی بوده؟  ممکن است پسری برای دختر مورد نظرش گرفته  دختر داخل سطل آشغال انداخته یا این که پسر از دادن گل منصرف شده..تراژدیک ترین حال این است که پسر دیده دختر با یک نفر دیگر است و...  

نمای دیگری از گل

-دست- ورقی:

سوار تاکسی شدم تا به جایی بروم بحث ۸ مارس (به قول آذری ها سکیز مارت) شد. راننده تاکسی گفت: تو مرد نیستی؟    تعجب کردم!    گفت: مرد هم برای زن گل می گیره؟؟؟ مگه تو زنی؟ حتما یک ایرادی داری!! من روسیه هم بودم چهل ساله با زنم زندگی می کنم اما گل واسش نگرفتم!!    من هم مثل لورل و هاردی به دوربین نگاه کردم!!   

پست های مرتبط:

8 مارس،روز زن آذربايجاني،روز زن در جهان  ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

8 مارس،روز زن،صبح یک روز تعطیل!     ۱۷ اسفند ۱۳۸۵

+ یکشنبه هجدهم اسفند 1387 10:51 AM ارگون |

xocali

۲۵ و ۲۶ فوریه از سوی دولت آذربایجان "روز نسل کشی خوجالی" و تعطیلی عمومی اعلام شده است.

جنگ زشت است،ویرانگر است چه برای مهاجم چه برای مدافع بخت برگشته!  جنگ آذربایجان و ارمنستان یکی از این جنگ های بی حاصل است.  روز ۲۵ فوریه ۱۹۹۲  در خوجالی یکی از تصاویر زشت جنگ رخ داد.

شهر خوجالي در 14 كيلومتري شمال شرقي شهر خان‌كندي قره‌باغ و نزديك كوه قره‌باغ واقع شده است. در طی جنگ آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه کوهستانی قره باغ  نیروهای ارمنستان با محاصره شهر خوجالی در طی یک عملیات نظامی مشترک با نیروهای روسیه دست به قتل عامی بی سابقه در نیمه دوم قرن بیستم زد.

بقیه در ادامه مطلب...


[...ادامه مطلب]
+ پنجشنبه هشتم اسفند 1387 12:8 PM ارگون |

می گفتند رئیس جمهور آذربایجان الهام علی اف گفته رو عشق را روزجهانی عشق (ولنتاین) نگیرند و  روز ده تیرماه را به عنوان روز ولنتاین برگزار کنند. روز سوگیلی،روز عروسی الهام و فریده، رومئو و ژولیت آذربایجان.

امسال در باکو روز جهانی عشق کم رمق تر از سال قبل برگزار شد و کافه ها برخلاف سال گذشته منوی ویژه روز عشق را نداشتند. از الهه عشقی که سال پیش سبد به دست شیرینی به زوج های عاشق می داد خبری نبود. اما تا دلت بخواهد بازار گل فروشها داغ بود،زوج ها گل سرخی به دست در تارگوی و بولوار می خرامیدند!  در رستورانها هم جای سوزن انداختن نبود،عشاق جوان برای هم عشق تکه پاره می کردند. مسلما نامزد یا دوست بودند، چون اگر زن و شوهر بودند،الان شوهر در کافه ای نشسته بود و الی گرام(پنجاه گرم) میزد تو رگ و تلویزیون نگاه می کرد. نیمه شب مست به خانه می رفت و آن قدر مست بود که رهگذرها پول تو جیبش می گذاشتند!!!... زن هم نفرینش می کرد. تا الان هم طلاق گرفته بودند هه هه! 

پست های مرتبط:

ولنتاین                       ۲۵ بهمن ۱۳۸۵

الهام و فریده ،روزی برای عشق   ۱۰ تیر ۱۳۸۷

روز سوگیلی در آذربایجان   ۹ تیر ۱۳۸۶

روز سوگیلی                ۱۰ تیر ۱۳۸۵

+ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 4:2 PM ارگون |

عکسی از فیلم سهم گمشده

فیلم سینمایی "سهم گمشده" ساخته حسن نجفی در سینما فلسطین تبریز به نمایش گذاشته شد. این فیلم که محصول مشترک سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری و شبکه جهانی سحر است در جمهوری آذربایجان فیلمبرداری شده است و بازیگران آن آذربایجانی هستند. اوایل سالجاری خورشیدی تلویزیون ANS در برنامه "سیانس" اقدام به پخش قسمت هایی کوتاه از این فیلم و مصاحبه با کارگردان و بازیگران آذربایجانی آن کرد.

این فیلم که در ژانر دینی است بطور خصوصی در آذربایجان برای دانشجویان و فرهیختگان آذربایجانی به نمایش در آمده است.

+ شنبه پنجم بهمن 1387 10:42 PM ارگون

تعطیلات،ایران و بازگشت به وطن!  شوق رفتن به ایران و خانه از رسیدنش شیرین تر است!   این بار دولت آذربایجان یک حال اساسی به دانشجویان بخت برگشته ایرانی داد!

عکس تزئینی است!

دانشجویان ایرانی که در دانشگاه های مختلف باکو درس می خوانند به دو دسته اند. یک دسته در دانشگاه هایی هستند که تعداد دانشجویان ایرانی کم است. معمولا دانشگاه مزبور نامه ای به آنها می دهد و پاسپورت ها را یک نفر به خارجی ایشلر ناظیرلی (وزارت امورخارجه) می برد و ویزای خروج می گیرد.  یک دسته که بچه های طب را در بر می گیرد دانشگاه خودشان پاسپورت ها را جمع می کرد و ویزا می گرفت.  اما این بار وزارت خارجه آذربایجان در یک اقدام انقلابی اعلام کرده بود که دانشجویان باید از سفارت جمهوری اسلامی ایران نامه بیاورند و ... 

کنسولی ایران شاهد حضور بیش از صد دانشجو با امریه هایشان بود . ماموران سفارت تند تند در حال تایپ درخواست ها بودند. واقعا دست آقای کاشفی درد نکند. اما وزارت خارجه آذربایجان دید اگر آزار و اذیت را بیشتر نکند شب خوابش نمی برد!!  به سفارت ایران اعتراض کردند و گفتند دانشجویان خودشان باید اقدام کنند!

دانشجویان ایرانی به ساختمان مربوطه رفتند و  علرغم کارشکنی ماموران آذربایجانی ویزا گرفتند. اما این پایان کار نبود. تاریخ های عجیب و غریب خروج ویزاها باز دردسر ساز شد. حتی یک دانشجوی دختر را طوری ویزا زده بودند که دیپورت محسوب می شد!!    آقای کاشفی می گفت: در این همه کشور خدمت کردم ولی به اندازه این ها اذیتم نکردند! ایشان می گفت: حتی یک بچه چند ماهه را  مرزبانان آذری برگرداندند که چرا عکسش در ویزا نیست. با موبایل عکس می گیرند و روی ویزا می زنند...

خوشبختانه من در یک روز خلوت و به دور از این قصه ها رفتم و پاسپورتم را دادم. پارتی بازی و این حرفا...عصر ویزایم آماده بود!

+ پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 3:11 AM ارگون |

باز فلسطین،باز اسرائیل و باز در زمانی که جهان آماده استراحت می شود. اسرائیل همیشه در مواقعی حمله می کند که حواس رسانه ها جای دیگری است. در ۱۹۸۲ وقتی جهان مشغول جام جهانی فوتبال بود به جنوب لبنان حمله کرد. اما این بار در یک عید مذهبی نشان داد که حتی به ادیان و مذهب هم احترام نمی گذارد. شرمشان باد!  

سیاست بازان دارند متن بیانه هایشان را پاکنویس می کنند. عملی غیر قانونی و خودسرانه را می خواهند از راه قانونی و دموکراتیک حل کنند،طنز روزگار را می بینید؟! هر دقیقه تاخیر جان چند کودک را به خطر می اندازد! چرا دنیای ما ناتوان است که اسرائیل می تواند هر کاری انجام دهد؟

مطالب مرتبط:

شب روباه   ده مرداد ۱۳۸۵

دنیا با گرگ ها می رقصد!  یازده مرداد ۱۳۸۵

آتش بس در بازی بزرگان  بیست و چهار مرداد ۱۳۸۵

+ یکشنبه پانزدهم دی 1387 3:47 PM ارگون |

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران    كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

یک خواننده ای من داشتم که سوالای عجیب و غریب می پرسید.طوری که من تصور می کردم لو رفتم و کسی من رو شناخته است.  این ماجرا گذشت. یک شب من به کسی که بهش اعتماد داشتم (و دارم) خودم رو معرفی کردم و گفتم این وبلاگ منه و...  اون هم گفت:اون کسی که با اسم فلان پیام می گذاره منم!   معما حل شد!   دوست دوست شدیم.    

اما...

در غربتی که به قول شهربانو خانم گندم می گندد،هیچ چیز پایدار نیست.  وقتی ماهی یک دفعه دوستت را ببینی معلوم است سوتفاهم ها روی هم تلنبار می شود. دوستی ما را چشم کردند،چوب لای چرخش گذاشتند و سرانجام با یک سوتفاهم...  دلواپس این دوست هستم. 

+ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 12:22 PM ارگون |

پارک حیدر علی اف

سفر چند روزه به پایان رسید و دوباره به شهر باکو برگشتم!    این دفعه در تبریز یک چیز جالب هم دیدم،جز گشت ارشاد یک آژانس ارشاد هم بود که نمیدانم عملکردش چیست؟  

+ جمعه بیست و دوم آذر 1387 8:36 AM ارگون |

اولین روز دانشجو، ۱۶ آذر را در ایران بودم. در باکو چند سالی گرامیداشتی به همت سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار می شد ولی با بیشتر شدن دانشجوها و ضمن این که چندان در دانشجویان فعالیتی ندیدند این مراسم تعطیل شد.( البته باید گفت که برگزاری مراسمی این چنین وظیفه سفارت نیست) . شاید نیمی از دانشجویان ندانند اصلا ماجرا چیست!    این روز را به یاد سه شهید دانشگاه گرامی می داریم: شهید شریعت رضوی،شهید بزرگی نیا و شهید قندچی.   دانشجویان به سفر نیکسون رئیس جمهوری آمریکا اعتراض داشتند و  وقتی گارد دانشگاه وارد حریم دانشگاه می شود در سالن دانشگاه شعار می دهند و این سه جوان مورد هدف گلوله قرار می گیرند. حتی نمی گذارند مراسم سه و هفت برایشان بگیرند. 

پست مرتبط:

روز دانشجو در باکو   ۱۷ آذر ۱۳۸۵

+ یکشنبه هفدهم آذر 1387 5:37 PM ارگون

امروز روز جهانی معلم است،جمهوری آذربایجان هم این روز را  که در هفته آغاز مدارس است برگزار می کند. امسال از والدین نفری ۲۵ مانات گرفته اند تا به صلاحدید مدیر چیزی به خانم یا آقا معلم بدهند.(کلاس ها معمولا سی نفره است)

به رسم هر سال هفت خاطره را از دوران تحصیل تحمیلی (!) می نویسم!

۱.معلم کلاس اول ابتدایی برای این که  بخوانیم.....

بقیه در ادامه مطلب...


[...ادامه مطلب]
+ یکشنبه چهاردهم مهر 1387 6:51 PM ارگون |

روز آخری آقا جون منو صدا کرد و گفت: ارگون!  گفتم بله آقا جون بذارید دستتونو ببوسم! گفت: لازم نکرده فقط یک تغییراتی تو وبلاگ بده!

هر سال نزدیک به سال تحصیلی دوستان زیادی برای من نامه می فرستند و راهنمایی می خواهند.با این که همه را در وبلاگ توضیح داده ام ولی باز برایشان می نویسم. بعد دوستان غیب می شوند! ارگون می ماند و وبلاگش!

پیام های آزار دهنده قومیتی ،مغرضانه همچنان ادامه دارد که اصلا به متن ها ربطی ندارند. پس تصمیم گرفتم تغییراتی در وبلاگ بدهم تا دوره جدیدی را شروع کنم

 

+ سه شنبه نهم مهر 1387 3:41 PM ارگون

انشاطچیلار

"روز آخر آقا جون منو صدا کرد و گفت: ارگون!   گفتم: بله آقا جون،بذارید دستتونو ببوسم!  گفت: لازم نکرده،فقط خونه بالای ۵۰۰ دلار نگیر! "

یک خونه معمولی و زیر خط فقر که بشه توش زندگی کرد،زیر ۴۵۰ دلار یا ۵۰۰ دلار پیدا نکردم!!  قیمت خونه سرسام آور رفته بالا!   شیطونه میگه درس رو بذارم زمین ، برم بنگاه معاملاتی باز کنم!!    این بنگاه داری که من به او دخیل بستم و هر روز عین کارمند از صبح تو دفترشم تا خونه برام پیدا کنه،یک خانمه!  خانمی ۴۰-۳۵ ساله چاق که عینکی با فریم سیاه می زند و بلند بلند حرف می زند. دو گوشی موبایل دارد و به صاحب خانه ها زنگ می زند. یک دختر کوچولو موچولو دارد!   در این چند روز گاهی ظهرها میبینم دستش را گرفته و دارند به جایی می روند!   تضاد عجیب رفتار مردانه کاری زن با حس مادری اش با دخترش برایم جالب است.

+ دوشنبه یکم مهر 1387 6:46 PM ارگون |

جشن گلها - خط لوله جیحون

دوباره به باکو برگشتم،هوا خیلی گرم است!  از فردا باید دنبال خانه باشم،دوباره پیدات می کنم خانه!!

*عکس مربوط به جشن گلها است،این خط لوله معروف جیحون-تفلیس است،کمی پایین تر نام ایران دیده می شود. عکاس ارگون وبلاگ اف!

+ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 12:57 PM ارگون

        محمد امین خوش نیت یکی از خبرنگاران سرشناس تبریز،يكي از كساني كه هميشه منتظر نظراتش هستم و يكي از دوستان خوب من است. در پیامی که برای مطلب اخیر من گذاشته اند،چند نکته را متذکر شده اند:

"سلام .
در این مطالب جدیدت کلی غلط فاحش داشتی . لطفا اصلاح کن .
1)همسر لیدا فریمان که از دوستان صمیمی بنده است نامش فرید اسلامی است نه قاسمی .!
2)شاهگلی از این جهت پیشوند شاه دارد که نشان بزرگی آن است . مثل شاهرگ و یا شاهراه و یا شاه بیت و ....!شاه در اینجا به معنی بزرگی و عظمت و اهمیت است ... " 

بقیه در ادامه مطلب...


[...ادامه مطلب]
+ شنبه نهم شهریور 1387 5:55 PM ارگون |

روز خبرنگار روزی است که خبرنگاری در راه خبررسانی در خاک غلطید!  چه انتخابی! کاش در این روز به یاد دیگر خبرنگارانی که در گذشتند بیافتیم. خبرنگاران  سوار بر c-130 ،کاوه گلستان و صدها خبرنگار ایرانی یا جهانی که هدفی جز نشان دادن حقیقت جنگ نداشتند.

روز خبرنگار برای من یادآوری دلهره و اضطراب است. نه برای خود،برای دوستان خبرنگار!   بیشترشان این جمله مرا به یاد می آورند: مواظب باش!   و این جمله چه تناقضی با روح خبرنگاری دارد!  خبرنگاری بی پروایی و جان گذشتگی است.  با این حال دلواپس دوستان هستم.   خبرنگاران وبلاگنویسان خوبی نیستند و دیر به دیر می نویسند.  چون این تنها راه ارتباطی من با آنهاست دلواپس می شوم، نکند...تنها دلگرمی من این است که آنها خبرنگار حرفه ای هستند و قواعد بازی را بلد هستند. 

این شغلی است که بازنشستگی ندارد،همیشه منتظری! عین تنیس، منتظری توپی را که زده ای، واکنشش را ببینی! حواست نباشد ممکن است با همین توپ آخری از بازی کنار بروی!! 

با این که به شغل شریف خبرنگاری مشغول نیستم ولی به تک تکشان عشق می روزم و دلواپس همه آنها هستم. مواظب باشید!!

(*)عکسی که همه این سوختگی را نشان می دهند. عکس از جواد گلزار. مربوط به قربانیان حادثه سی ۱۳۰

+ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 11:23 PM ارگون |

شهربانو خانم من را به یک بازی دعوت کرده است. نمی توانم دعوتش را اجابت نکنم.

بازی برق!:

 هر شخص باید موقعیت ۲۴ ساعته ( یک روز ) برق شهر را البته با معرفی محل اسکان خود بنویسد .

- اگر در کشور دیگری هستین لطفن بنویسین که آخرین قطعی برق شهر تون  کی و چگونه بوده است؟ .

من در مورد شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان،می نویسم...


[...ادامه مطلب]
+ دوشنبه هفتم مرداد 1387 10:32 AM ارگون |

امروز در جمهوری آذربایجان روز رمئو و ژولیت های آذربایجان است: روز سوگیلی!    یک قصه عاشقانه شبیه به رومئو و ژولیت باعث شده این روز را به چنین اسمی بخوانند.

در روزهایی که آذربایجان مستقل می شد،دولت شوروی در آستانه فروپاشی دست به اقدامات نظامی زد و در هنگام خروج از جمهوری آذربایجان،۲۰ ژانویه، بسیاری از آذربایجانی ها را کشت، رومئوی ما، الهام، جزو این کشته ها بود. سی سال بیشتر نداشت و شش ماه بیشتر از ازدواجش با فریده نگذشته بود که به دست نیروهای روس کشته شد،فریده،همسر جوانش طاقت این داغ را نداشت. یکبار دست به خودکشی زد اما نجاتش دادند. اما یک روز در بیخبری دیگران،لباس های شوهرش را جمع کرد و روی آن خوابید. زهری را نوشید که تمام درونش را سوزاند.  یک هفته  تلاش پرشکان در بیمارستان  نتیجه ای نداد و ژولیت  به رومئو پیوست. روز عروسی این زوج را روز عشق نامیدند. قصه الهام و فریده ،قصه غم انگیزی است،قصه ای از وجود آخرین عشق های انسان مدرن!  شاید با مرگ او آخرین ژولیت تاریخ هم مرد!

مطلب مرتبط:

روز سوگیلی در آذربایجان   ۹ تیر ۱۳۸۶

روز سوگیلی                ۱۰ تیر ۱۳۸۵

+ دوشنبه دهم تیر 1387 3:33 PM ارگون |

کم کم باید ورزشی نویس بشوم!   باز هم این ترکیه خواب ما را پراند!!   تقریبا آخرهای بازی ترکیه و کرواسی داشتم چرت می زدم که... در سکوت شب چنین صدایی از کوچه آمد: اوه..!    به فاصله چند دقیقه..اووووووووووهه!!   واقعا زمین لرزید!   صدای شادی ترکهای مقیم باکو از هر کوی و برزنی می آمد.

پس از پیروزی ترکیه در ضربات پنالتی،ترکها به خیابان ها ریختند و به شادی و بوق و اندکی  حرکات موزون(!) پرداختند. البته  به خیابان ریختن نه به معنای ایرانی اش که خیابان را بند می آورند.  چند ساعتی صدای بوق های متنوع ما را مهمان کرد!   مخصوصا یکی دو تا از آنها  صدای زوزه گرگ می داد و هر بار یک دقیقه طول می کشید. کم مانده من بروم بیرون و بوقش را قطع کنم ولی...   نزدیک های صبح خیلی تمیز و مودب به خانه هایشان رفتند. شنیدم در چند کشور بین کرد ها و ترک درگیری پیش آمده اما این جا خبری نبود.

صبحش ترکها فقط از این بازی حرف می زدند،از تیمی که با وجود چند بازیکن مصدوم ونبودن دروازه بان اصلی باز هم پیروز شد.   می گفتند چند رستوران را شبانه باز کرده اند،به صاحب رستوران زنگ زده اند و او نیمه شب رستوران را برای ترکها باز کرده و آنها تا صبح شادی کرده اند.   

امیدوارم تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۱۰ صعود کند تا ما هم با افتخار از صعودمان بگوییم. 

پست مرتبط:

درسی که باید از ترکها بگیریم!      ۲۷ خرداد ۱۳۸۷

+ شنبه یکم تیر 1387 3:19 PM ارگون |

شادي تماشاگران

تیم ملی ترکیه در یک نبرد نفس گیر مقابل جمهوری چک معجزه کرد،چیزی شبیه ایران - استرالیا !  در عرض ۱۵ دقیقه سه گل زد تا ۳-۲  به پیروزی برسد.    ترکیه سالهاست در عرصه فوتبال پیشرفتهای چشمگیری کرده و بهترین آن مقام سومی جهان است.  اما این بار ترکیه در دقایق پایانی دست به کاری بزرگ زد!

این بازی من را به یاد تیم ملی ایران در سالهای ۷۶ می اندازد.این بار هم ترکها تا آخرین لحظه نا امید نشدند و به تلاش خود ادامه دادند. درسی که ما باید از این پیروزی و تیم ملی ترکیه بگیریم.   خیلی ها می گویند گلهای ترکیه شانسی بود ولی من حاصل تلاش ۹۰ دقیقه ای ترکیه می دانم.

یک حاشیه جالب این پیروزی، واکنش های گزارشگر ورزشی کانال لیدر بود!  چنان گزارش می کرد که انگار تیم ملی آذربایجان به پیروزی رسیده است.  این را  دوستان ترکی که با هم بازی را نگاه کردیم می گفتند و ناراحت بودند.   در این میان یک پرچم جمهوری آذربایجان در میان تماشاگران ترکیه گزارشگر جوگیر را به فضا فرستاد!!  صد رحمت به جواد خیابانی خودمان!!

+ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 0:42 AM ارگون |

وبلاگ شما در بین 100 وبلاگ برتر نظر سنجی پرشین بلاگ قرار دارد از شما دعوت میکنیم در مراسمی که به همین مناسبت برای تقدیر از وبلاگ نویسان برتر ترتیب داده شده است شرکت فرمائید . برای ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر می توانید از روز یکشنبه دوازدهم خرداد بین ساعات 16 تا 20 با تلفن های زیر تماس حاصل فرمایید .
تاریخ برگزاری 23 خرداد ماه
محل برگزاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
ساعت : 16 الی 19
09354224229
09359459999

این پیام در پیام خصوصی هام گذاشته شده بود. ما هم کلی افتخار از خودمون در کردیم. ممنونم که به من رای دادید و  انتخابم کردید!  متاسفانه چون در این تاریخ در ایران نبودم نتونستم در مراسم شرکت کنم. از همه شما دوستان ممنونم.

+ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 0:40 AM ارگون

جام ملتهای اروپا فردا رسما آغاز می شود. متاسفانه همیشه فدراسیون های فوتبال کمی بی معرفت هستند و گل بازی ها را زمان امتحانات می اندازند!!   بله! درست حدس زدید، ایتالیا قهرمان می شود!! حیف ایران نیستم و از گزارش عادل فردوسی پور محرومم. باید بازی ها را از یکی از کانال های ترکیه دنبال کنم. (هنوز نمیدانم کدام کانال پخش می کند!)

جالب است قرینه این مسابقه، ایران با امارات بازی دارد.  این علی دایی هم دمش گرم  مایلی کهن بازی در می آورد و همه ستاره ها را کنار گذاشته است. علی جان این راه که تو می روی به ترکستان هم نمی رسد،البته شاید به جام ملتهای اروپا برسد!!  آخر ما ملت شگفت انگیزی هستیم! 

 پست مرتبط:

خدا ایتالیا را بغل کرد!  ۱۹ تیر ۱۳۸۵

+ جمعه هفدهم خرداد 1387 9:1 PM ارگون |

son seng

روز ۳۱ می  کلیه مدارس آذربایجان تعطیل می شود. جشنی می گیرند و زنگی را به صدا در می آورند به نام: سون زنگ!(son zəng)

دختر و پسرهای دانش آموز با پیراهنی سفید که طرح پرچم کشورشان بصورت نوار بر روی آن  بود،در خیابان ها شادمان می رفتند. روی پیراهن هایشان را دوست هایشان امضا کرده بودند،یادگاری از روزهای نیمکت نشینی!  

تلویزیون های باکو  برنامه های اختصاصی را  در این روز نشان دادند. در یکی از کانال ها،خانم خاطره(خواننده باکویی)  با مجری برنامه گویا هم مدرسه ای بوده اند.  خاطره به همراه تیم تلویزیونی به مدرسه ای که درس خوانده رفت.لباس بچه مدرسه ای ها را پوشیده بود و موهایش را خرگوشی بسته بود. تقابل او با معلم هایش دیدنی بود. در  آغوششان گریه کرد و... از خاطرات و شیطنت هایش می گفت. دانش آموزان دورش را گرفته بودند و او سون زنگ مدرسه را با یک زنگوله زد!  

درست است من از اداهای این خواننده و مجری برنامه خوشم نمی آید ولی از نفس برنامه خوشم آمد. حالا جالب است مدیر مدرسه و معلم ها افتخار می کردند که به خاطره درس داده اند، حالا اگر مدیر یا ناظم ما بود می گفت :  رفته واسه ما مطرب شده!!

به افتخار خودم که مدرسه آخرم son zəng نداشت و اصلا خود مدرسه الان وجود خارجی نداره!!

+ شنبه یازدهم خرداد 1387 9:7 PM ارگون |

هتل آبشرون- علي اصغر شفيعيان

عكس از وبلاگ علي اصغر شفيعيان

دوست خوبم علی اصغر شفیعیان در وبلاگش درباره پرچم های مقابل یک هتل نوشته بودند. پرچم اسرائیل(رژیم اشغالگر قدس) در کنار پرچم مقدس کشورمان افراشته شده بود.  با پیگیری و تلاش های دوستمان پرچم ها را از بیخ کشیدن پایین!!  حالا نه پرچم ما هست و نه پرچم کشورهای دیگر!  چین و آمریکا هم پا سوز ما شدند!  البته چه بهتر،یک پرچم رژیم زورگوی اشغالگر کمتر! 

نوشته اي بر اين اساس نوشتم كه تا اين جا سوءتفاهم هاي زيادي در بر داشته است.بقيه در ادامه مطلب...


[...ادامه مطلب]
+ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 2:34 AM ارگون |

 

عکاس،اورخان تقی اف

دو سال از آغاز این راه طولانی گذشت.  دو سال قبل تصمیم گرفتم دلواپسی هایم را مکتوب کنم،مهربان بنویسم و مهربان ببینم. حالا تا چه حد موفق بوده ام،دوستانم باید پاسخ بدهند. بسیاری از نوشتنی ها را نوشتم و بسیاری را فرصت نکردم بنویسم!   

آقای  سید محمد خاتمی  رئیس جمهوری پیشین در اوج گفتگوی تمدن ها،در سفری به غرب جمله ای تاریخی گفت: " آنها که فقط بدی های غرب را دیدند، غرب را نشناختند،آنها که فقط خوبی های غرب را دیدند، غرب را نشناختند! "    من این جمله بسیار دوست دارم!      سعی کردم هر دو را ببینم و بنویسم. نگاهی خاکستری،نه سیاه و سفید!

چند سال قبل کتابی را خواندم،مردی مشاهده هایش را از آغاز قرن بیستم تا جنگ جهانی دوم نوشته بود، زمانی که حکومت های سلطنتی اروپا ور افتادند و جغرافیای اروپای پیر تغییر کرد. مشاهده هایش را بی کم و کاست،بدون جهت گیری خاصی نوشته بود.

بدین صورت  وبلاگ دلواپسی های یک مشاهده گر  برای دیدن شهر بادهای سرد،باکو، در یکی از زیباترین فصل هایش متولد شد.  

در این دو سال چندین نفر، کاری شبیه به من کردند، این خوشحالم کرد. توانستم آغازگری موجی نو باشم که امیدوارم ادامه پیدا کند...   همچنان می نویسم،برای وطنم همیشه ایران!

+ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 10:28 PM ارگون |

به استاد دانشگاه در آذربایجان،معلم میگویند. به هر کس که یک جوری استاد است،معلم می گویند. اسم کوچک فرد را می گویند و یک معلم اضافه می کنند مثلا  من ارگون وبلاگاو  را ارگون معلم! می گویند.   

معلم های دانشگاه های باکو  دو جورند،جوان ها و پا به سن گذاشته ها. نمی گویم پیر، چون پیر بوی از کار افتادگی می دهد ولی بعضی از این ها دست صد جوان را می بندند!   هر دو جورشان لجباز و مغرور هستند.  برای این که من طلبه (دانشجوی سابق!)  نفهمم چه می گوید به روسی با همکار هایشان حرف می زنند.  گه گاه وقتی روسی می پرانیم، وحشت زده نگاه می کنند که یعنی می فهمی ما چی میگیم؟!          جوان تر ها یک حسنی دارند،وجود علوم جدید،کمبود امکانات علمی جهان سومی را می پذیرند.        این معلم ها از هر دسته و رسته ای باشند نسبت به ما ایرانی ها حرمت دارند!!  یعنی  سنت حرمت را به مانات گرامی می دارند و اگر گرامی نداریم ما را دوباره سنت می کنند!!!

این بود انشای بد خط معلم من!

+ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 12:57 PM ارگون |

آیا رسانه که رسالت خبررسانی را بر عهده دارد،می تواند شوخی کند؟ 

سالهاست مردم عادت کرده اند تمام اطلاعات خود را از رسانه ها بگیرد. از همان ابتدا شوخی ها شکل گرفت. از حمله موجودات فضایی به زمین تا مزرعه اسپاگتی(!) شوخی رسانه های بزرگ غربی بوده است.

در ایران از دهه ۳۰  اولین دروغ های روزنامه و رادیویی آغاز شد. روزنامه نگاران در آن روزها با این مشکل روبرو بودند که به دلیل تعطیلی سیزده روزه کشور هیچ خبری برای نخستین روز بعد از تعطیلات ندارند پس دروغ ۱۳ را  مصادف با دروغ اول اپریل ابداع کردند.      در چند سال اخیر روزنامه شرق با کج شدن برج میلاد همه را شوکه کرد و چند روز قبل وبلاگی با خبر ترور رئیس جمهوری سابق ساعاتی همه را متاثر کرد.   واکنش هایی که امسال در وبلاگها در مقابل دروغ ۱۳ ایجاد شد ،ما را به فکر فرو می برد.

رسانه ای یا روزنامه ای که یک سال خبر رسانی کرده،یک روز در سال را با خبر دروغ شوخی کرده است! آیا این دروغ رسانه ای جایز است؟   تا چه حد باید با مردمی که به خبرها اعتماد دارند،شوخی کرد؟   آیا ظرفیت شوخی ما ایرانی ها بالاست؟ 

-دست- نوشت:  من خودم از خبر ترور و شهادت سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق  یخ زدم. 

مطلب بعدی: قصر علی اینسان اف

+ دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 11:19 AM ارگون |

آذربایجان در آستانه یک فاجعه تاریخی...

مدت ها صحبت از تخریب قیز قلعه سی و قسمتی از ایچری شهر بود. رشد ساختمان های اداری در کنار ایچری شهر  سرانجام به حریم تاریخی این مجموعه تاریخی رسید.   شرکت های پیمانکار با استدلال به کهنگی قیز قلعه سی و عدم مرمت مداوم آن و خطر ریزش، حکم تخریب قیزقلعه سی و قسمتی از دیوارهای شرقی آن را گرفتند. از صبح امروز مردم آذربایجان با تشکیل دیوار انسانی مانع پیشروی لودر های تخریب به قیزقلعه سی شدند ولی متاسفانه دروازه شرقی ایچری شهر بطور کامل تخریب شد.

تا ساعاتی دیگر قلعه تاریخی آذربایجان با خاک یکسان می شود،فعلا تمام خیابانهای اطراف را مسدود کرده اند و در حال تخلیه کامل اهالی هستند.

بقیه در ادامه مطلب...


[...ادامه مطلب]
+ سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 6:52 PM ارگون |

اخبار ورزشی شبکه  جمهوری آذربایجان اعلام کرد: برتی فوگتس، مربی بزرگ آلمانی،به عنوان سرمربی جدید تیم ملی فوتبال آذربایجان انتخاب شد.  ورزش فوتبال در آذربایجان ورزش اول نیست و این کشور در ورزشهای دیگر مطرح است.  مهم تر از همه دور از جنجال های ورزشی معمول ما ایرانی ها است.  اگر چنین مربی بزرگی  به کشور ما می آمد،روزنامه ها نیامده به توپ می بستنش!!  این مربی بزرگ باعث جلب توجه رسانه های دنیا به ورزش فوتبال آذربایجان خواهد شد. انشالله تیم ملی فوتبال آذربایجان با این مربی نامی نتایج خوبی در اروپا کسب کند.

بازتاب خبر در خبرگزاری مهر: 

"به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری رویترز، این مربی 61 ساله به جای گیوکو هادزیفسکی مقدونیه ای هدایت تیم ملی آذربایجان را بر عهده گرفته است. هادریفسکی در پایان سال گذشته پس از اینکه تیم ملی آذربایجان در رقابت های مقدماتی یورو 2008 ناکام ماند از سمت خود برکنار شد. تیم ملی آلمان در سال 1996 تحت مربیگری فوگتس به عنوان قهرمانی رقابت های جام ملت های اروپا دست پیدا کرد. او ماه گذشته پس از اینکه نتوانست به همراه تیم ملی نیجریه در رقابت های جام ملت های آفریقا توفیقی کسب کند از این تیم جدا شد."

+ دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 11:47 PM ارگون |

سال پر فراز ونشیب ۱۳۸۶ تلخی و شیرینی های زیادی داشت،سخت است دلواپسی ها را خوب و بد کنم و بنویسم.

1. كتاب شهربانو در سال ۱۳۸۶ منتشر شد،قصه هايي از مردم،از گذشته اي همين بغل گوشمان و شعرهاي آشنايش  دلواپسم مي كند. دلواپسي براي فردا است،چون هيچ تغييري رخ نداده! ما فرزند همان پدران و مادران متحجر و سنتي هستيم.

۲. شهريور ماه يك سري مطالب در مورد زندگي در باكو نوشتم،بعضي از عادات مردم آذربايجان را نوشتم. واكنش هاي منفي عجيبي در پي داشت. هر بار كه وارد اين مقوله شدم واكنش هاي عجيبي ديدم....

بقیه در ادامه مطلب...

  


[...ادامه مطلب]
+ پنجشنبه یکم فروردین 1387 11:12 AM ارگون |

يادم نيست عكس رو از كجا دزديدم!!

بهار دم در خانه است!   هوای باکو خیلی بهتر از چند روز گذشته شده،همه چیز آماده تغییر سال است. اما اینجا سال تغییری نمی کند فقط عید است!   امسال چه سالي بود،انگار ديروز بود،چه زود گذشت!  دیدن این همه پلاک زرد ایران نمی دانم باید باعث خوشحالی ام باید باشد یا ...    با صدای بلند فارسی حرف می زنند!  

از صبح تلویزیون  برنامه نوروزی پخش می کند،دیروز به مناسبت چهارشنبه سوری در شهر غوغایی به پا بود،باید دید برای تحویل سال چه تدارکی دیده اند؟

چند ساعت دیگر خاله بهار به عمو نوروز می رسد!! 

                     عيد نوروزتان مبارك!

 

+ چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 10:50 PM ارگون |

در فرهنگ آذربایجان زمستان دو چله دارد. چله بزرگ و چله کوچک!    چله کوچک دیروز (۲۲ فوریه) تمام شد.  بعد از چله کوچک جنگ میان زمستان و بهار آغاز می شود!  ممکن است یک روز سرد و یک روز بهاری باشد تا روز نوروز ،بهار پیروز می شود و عمو نوروز می آید! 

به نظرم ما هم چنین افسانه ای کهن را داشته ایم و رفته رفته به فراموشی سپرده شده است.

+ شنبه چهارم اسفند 1386 1:24 PM ارگون |

کانال ANS در یک ابتکار جالب  مناظره ای بین عمو نوروز و  بابا نوئل (Şaxta Baba)  برگزار کرد. موضوع بحث بیشتر پیرامون این بود که کدامیک به ما تعلق دارد؟     هر چند بسیار سطحی و گذرا به این قضیه پرداختند.  آذربایجان مانند اکثر کشور های تازه استقلال یافته شوروی  در یک سردرگمی به سر می برد. فرهنگ باستانی ایران زمین را بپذیرد یا  فرهنگ هفتاد ساله حاصل از دوران کمونیست؟

با این که بیشتر شوخی بود ولی ابتکار منحصر به فردی بود!

+ شنبه هشتم دی 1386 9:55 AM ارگون |

چند روز قبل به نرگیز بازاری رفتم. گروهی در حال فیلم برداری فیلم یا تبلیغاتی بودند.  بازار نرگیز(نرگس) در کنار مک دونالد تارگوی(فواره لر میدانی) به تازگی افتتاح شده است. بازاری است به سبک بازار های اروپایی  با مغازه هایی بسیار متفاوت. فضای زیبا و غربی بازار  لوکیشن فوق العاده ای برای فیلم های سینمایی و تبلیغاتی است.  با توجه به تجهیزات و شیوه کار حدس می زنم برای یک کار تبلیغاتی باشد. به یک توجه کنید!  برخلاف ایران مردم دور و بر لوکیشن فیلم برداری جمع نشده اند! 

عکس ها در ادامه مطلب


[...ادامه مطلب]
+ شنبه سوم آذر 1386 10:52 AM ارگون |

یک دانشجوی پاکستانی مقیم باکو هپاتیت ب گرفته است! این دانشجو در دانشگاه طب باکو درس می خواند. متاسفانه گویا در مرحله حاد آن است.

دانشجویان ایرانی به هلال احمر (جموری اسلامی ایران)  هجوم بردند. همه به فکر واکسن هپاتیت افتاده اند.  طبق روال طبیعی ابتدا آزمایش خون می گیرند بعد واکسن می زنند. قیمتش شش مانات است.

از این حرکت نتیجه می گیریم:

۱.کلا ایرانی جماعت تبش تنده! 

۲. هر دوره ای یک چیزی مد میشه، بعد به فراموشی سپرده میشه!

۳.تا خطر به دم گوشش و کارد به استخونش نرسه،هیچ اقدامی نمی کنه!

پ.ن:نتیجه آزمایش ۱۰ روز بعد مشخص میشه،یک روزه جواب نمیدن! (مگه تست حاملگیه؟)  منتظر بمونید جوابش بیاد وگرنه انگار آب خوراکی زدید! 

پ.ن ۲:ابتلای هیچ دانشجو یا شهروند ایرانی در جمهوری آذربایجان به هپاتیت گزارش نشده است. که نشانه اینه که یا کسی نگرفته یا از رو مردم آزاری به کسی نمی گه!!

+ جمعه هجدهم آبان 1386 4:57 PM ارگون |