تبليغاتX
دلواپسی های یک مشاهده گر
مشاهده هایی از باغچه کشور همسایه

سریال استاد شهریار که یادتان هست درباره اش نوشتم و برای سازندگانش آرزوی موفقیت کردم.  قسمت های زیادی از این سریال را نگاه کردم،شباهت چندانی به آن شهریاری که ما می شناسیم نداشت.  اما از آن جایی که ضرورت قصه تاریخی نقل کردن این نیست که دقیقا مطابق حقیقت باشد چندان خرده نگرفتم. به حساب قصه پردازی و روند سریال سازی گذاشتم.

آقای تبریزی این حرفها را به حساب چه بگذاریم؟

(۱) صحنه ای شهریار شعر می خواند،ایرج میرزا روی پایش می زند و خطاب به ملک شعرای بهار می گوید:جناب ملک الشعرا این پسر از جنس ما نیست آقا! از قماش سعدی و حافظه پدر سوخته!     آدم فکر می کنه چند لات کوچه دارند اظهار نظر می کنند!!  

(۲)  ایرج میرزا به راننده اش به آذری می گوید:کره خر الاغ!!     لازم بود چنین ناسزایی در سریال باشد و زیرنویس فارسی هم داشته باشد؟!!

(۳) آیا شهریار شاعری بود که کسی را مداح و شعرهایش را مستهجن معرفی کند؟   برای این که شهریار را شاعری خوش سخن و فرهیخته معرفی کنیم راههای ذیگه ای هست.

اصلا به ایرج میرزا و این که چه بوده است کاری ندارم ولی آیا مطرح شدن چنین نکاتی برای سریال استاد شهریار لازم بود؟   درست است که در تلویزیون به تازگی مد شده  کاراکترها به راحتی فحش می دهند اما آن جراح زبده حسابش از استاد شهریار جداست.  البته این طور که سریال سازان وطنی  شروع کرده اند به زودی باید فحش ناموسی از شبکه های میهن بشنویم!    آقای تبریزی از طلا گشتن سریالتان صرفنظر کردیم لطفا سریال را مس کنید!

پست مرتبط:

استاد شهریار در قاب شیشه ای

بازتاب پست:

تحریف تاریخ در سریال شهریار و واکنش وبلاگ نویسان

توجه!  از گذاشتن پیام با مضمون قومیتی جدا خودداری کنید و لطفا فقط درباره مطلب نظر دهید. این مطلب درباره سریال تاریخی است و ربطی به توهین و حق کشی درباره هیچ قومی ندارد. پس از گذاشتن پیام های بی اساس و پایه جدا خودداری کنید.

+ دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 11:3 PM ارگون |