تبليغاتX
دلواپسی های یک مشاهده گر
مشاهده هایی از باغچه کشور همسایه
به استاد دانشگاه در آذربایجان،معلم میگویند. به هر کس که یک جوری استاد است،معلم می گویند. اسم کوچک فرد را می گویند و یک معلم اضافه می کنند مثلا  من ارگون وبلاگاو  را ارگون معلم! می گویند.   

معلم های دانشگاه های باکو  دو جورند،جوان ها و پا به سن گذاشته ها. نمی گویم پیر، چون پیر بوی از کار افتادگی می دهد ولی بعضی از این ها دست صد جوان را می بندند!   هر دو جورشان لجباز و مغرور هستند.  برای این که من طلبه (دانشجوی سابق!)  نفهمم چه می گوید به روسی با همکار هایشان حرف می زنند.  گه گاه وقتی روسی می پرانیم، وحشت زده نگاه می کنند که یعنی می فهمی ما چی میگیم؟!          جوان تر ها یک حسنی دارند،وجود علوم جدید،کمبود امکانات علمی جهان سومی را می پذیرند.        این معلم ها از هر دسته و رسته ای باشند نسبت به ما ایرانی ها حرمت دارند!!  یعنی  سنت حرمت را به مانات گرامی می دارند و اگر گرامی نداریم ما را دوباره سنت می کنند!!!

این بود انشای بد خط معلم من!

+ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 12:57 PM ارگون |